نوشتن از آهنگهای بدون مجوز محسن چاوشی کار خیلی آسانی نیست! در ابتدای نوشته ام "مجوز" این بختک همیشه افتاده بر جان موسیقی کشور را نفرین می کنم که اگر این فیلتر نبود، خواننده ای مثل چاوشی هرگز فرود را تجربه نمی کرد!
نخلای بی سر
در آخرین روزهای سال 89 بود که محسن بعد از سال ها ناپرهیزی کرد و تصمیم گرفت قطعه ای را بدون مجوز منتشر کند. نخلای بی سر با گیتار الکتریک سیامک شکوری همه را دوباره بعد از حریص، سر ذوق آورد. اصلا صدای چاوشی در این آهنگ با آن تلفظ "جنون میده" که ویرانگری اش بعد ها تاثیرش را نشان خواهد داد، آنقدر زمین به آسمان دوز بود که مرا به نوستالژی هایم ببرد.
نخلای بی سر نمونه بارز یک آهنگ همه چیز تمام است. محسن جدیدا آنقدر خوب تنظیم می کند که نمی توانم باور کنم امثال حراج و بخون امشب،تنظیم خودش بوده باشد!
ریتم و تنظیم این دردانه ناخود آگاه ذهنم را سمت آهنگهای حبیب می برد. هرچه بود، بدجور به صدای محسن نشست و تخصصش را در خوانش ریتمهای سخت یکبار دیگر به رخ کشاند. او نشان داد هنوز خوب ترانه گفتن را بلد است!
اینکه او قصه ی جنگ و سرخوردگی را از نزدیک لمس کرده و آن را کمی متفاوت و به دور از کلیشه روی آهنگ سوار می کند و با هوشیاری ریتم جذابی را چاشنی صدای چسبنده اش می کند، مخاطب را هزار بار در آهنگ غرق می کند!
حس ناسیونالیستی او به زادگاهش و علاقه اش برای خواندن در این زمینه موجب تاثیر گذاری بالای آهنگهای این چنینی اش می شود، تا جایی که از همین حالا می توان حس خوبی نسبت به "نفرین به جنگ" داشت.
ها
کوشان حداد هر چه قدر از دستگاههای به روز استفاده کند، هر چقدر نو آوری و استعداد داشته باشد، مادامی که از ساز طبیعی استفاده نکند، نمی تواند خلاء احساس را در آهنگهایی که تنظیم می کند، پر کند.
چمدون، غیر معمولی، حریص، زیبایی و از همه بد تر "ها" را فاقد آن احساس ناب آهنگهای محسن به لحاظ تنظیم می دانم! اگر هم حسی هست مربوط به ترانه یا صدای خواننده است نه تنظیم های ماشینی کوشان ! در این میان حریص را می توان تا حدودی در پرانتز استثنا قرار داد.
برای مثال در همین "ها" ترانه و صدای محسن حاکی از حاکمیت فضایی سرد بر آهنگ دارد اما تنظیم اعصاب خرد کن کوشان در بیشتر لحظات چیز خاصی برای شنیدن و حس کردن ندارد. او شاید بتواند تنوع را در میان آهنگهای سنگین چاوشی خلق کند اما نه با این روند ! صداهای جلفی که در تنظیم های او به گوش می رسد، هرگز با گوشهای یک چاوشی باز آشنا نیست. بعد از حریص به خاطر فضای متنوعی که به آلبوم تزریق کرد، بیشتر از او تمجید کردم تا انتقاد، اما این دندان بیشتر از این روی جگر بماند، کار دست چاوشی می دهد !
صدای "ok" که مربوط به تنظیم است نه صدای شخص چاوشی از نقاط جلب توجه کننده ی آهنگ است که بازهم به نظرم سنخیتی با هویت و شناسنامه ی کاری محسن ندارد ! شاید خیلی بی رحمانه باشد اما به نظرم کوشان حداد اشتباهی ست و امیدوارم محسن زودتر به این نتیجه برسد! سهم او را برای هر آلبوم نهایتا بیشتر از یک آهنگ نمی دانم !
در میانه های کار، تنظیم اندکی گوش نواز می شود اما چند ثانیه ای به طول نمی انجامد که این بیس لعنتی که انگار دست کوشان به آن منگنه شده روی "شونه هام می لرزن..." می نشیند و باقی ماجرا...
بهتر است کمی رک تر باشم: او بیشتر به درد این می خورد که آهنگهای محسن را در مغازه ها، مجالس و پاتوق ها روی دور بیندازد !! چیزی که انگار به دل چاوشی هم کم ننشسته است! مانده ام کوشان با این تفکر مدرنش چه بلایی سر آن دو آهنگ سیزده آورده است؟! به شخصه ترنس شهاب در خیانت را به هاوس کوشان در "ها" و امثالهم ترجیح می دهم.
محسن می گوید : تهیه کننده آلبوم دستش را بسته بوده و آهنگ ریتمیک را مد نظر داشته است! او سوال اینکه خب با این شرایط اصلا چرا در آلبوم حضور پیدا کردی را با "از قبل قول داده بودم" پاسخ می دهد! از همه اینها که بگذریم، این قسمت را نمی توان هضم کرد که او چطور در پایان آهنگ 1 دقیقه کامل را به کوشان میدان می دهد و دست آخر هم هیچ!
و درست برعکس تنظیم، ترانه ی صفا و لحن چاوشی در این آهنگ عالی هستند. اجحافی که در حق ترانه ی خوب صفا شد، کمتر در کارهای محسن سابقه داشته و امیدوارم که دیگر شاهد تکرارش نباشیم! او معمولا حق مطلب را در مورد ترانه های صفا ادا می کند.
تلفظ "مونده" در پیش تو جا مونده، از آن بازیهای مخصوص و جذاب است و همچنین "هنوز"سبزه ی عیدن"تو دستات" از دیگر ثانیه های منحصر به فرد این آهنگند. تلفظ حرف "خ" حرف نوستالژیک تیفوسی ها در این آهنگ بارها گوش ها را تیز می کند! *
در پایان فکر نمی کنم حضور او در آلبوم های گروهی بیش از این به صلاحش باشد. سلام آقا،هشت و خاص، فکر می کنم کافی باشد. البته اگر هدف ارائه موسیقی بازاری و اتوبانی باشد که این حرفها آب در هاون کوبیدن است!
برای خواننده ای مثل او چندان جالب نیست که سرقفلی آلبوم های گروهی باشد، حتی اگر در تیزر به عنوان نفر اول معرفی شود، حتی اگر آهنگش سر آلبومی آلبوم شود و حتی اگر بیشترین دستمزد را در میان گروه بگیرد!
*این چنین بیرون کشیدن کلمات از دل آهنگ، شاید فقط مخصوص محسن چاوشی باشد.

دیوار بی در
من مُهر پیشرفت را پای این غول بی شاخ و دم می زنم!
گانگستر بازی محسن در این آهنگ فضای وحشتناکی را در ذهن خلق می کند. گویی او وسط میدانی ایستاده و پاها را به زمین می کوبد، انگار باید باور کرد که دوباره مثل قدیمها یکه تازی را هدف قرار داده است! از این قافیه های صفا لذت بردن کمترین کاری ست که می توان انجام داد. از این صدا، از این تنظیم، از آن آکاردئون چند ثانیه ای! یا از آن گیتار الکتریک که احتمالا اثر سیامک است.
حضور
ساز بادی، اینجا بر خلاف پروانه ها با آهنگ جور است. غم سنگین و لرزاننده ی
موجود در ترانه با این ساز ِ دل سوزان در اورتور آهنگ روی یک خط حرکت می
کنند و شنونده را برای یک فضای مهلک آماده می کنند تا در میانه های راه
کمتر اسیر بهت و حیرت شود. در کل محسن به کمک این ساز به نوعی ایرانی بودن آهنگ که در سبک
راک تنظیم شده را به شنونده القا می کند!
غیر مجاز بودن این آهنگ می تواند خیلی از مسائل را در اذهان تداعی کند! به جرات می توانم بگویم این آهنگ یکی از بهترین کارهای محسن از آغاز تا کنون است و قطعا یکی از ماندگارترین ها هم خواهد شد. لحن گوش و دل را با هم می نوازد! غوغاست آقا غوغا !
صلابت به معنای واقعی کلمه در این آهنگ رنگ و معنا گرفته که اوج آن را می توان در "سر به زیر ترررر" شنید و پلک روی هم گذاشت و برایش زانو زد !
این "مگه" های پرسشی، یا "خدایا" در ابتدای ترانه، جهنم را در صدای خواننده رونمایی می کنند!
چقدر باید تحمل کرد بی عشق، مگه دنیا در و پیکر نداره؟
عزیزم عشق تو بن بست من بود، منم تا آخر بن بست رفتم
لحن محسن در این قسمتها هر دیوار بی دری را فرو می ریزد! ناز آن نفس قبل از "عزیزم"!
او دیگر ادای هیچ چیز را در نمی آورد و این چیزی ست که در همه جای آهنگ موج می زند! او خودش را بازی می کند. دیوار بی در سالهای سال، شنیدن ها دارد، به این سادگی ها نمی توان از خیرش گذشت!
شاید این جمله که بهتر است آهنگساز خودش هم تنظیم کننده باشد، در مورد چاوشی صدق کند! البته نه اینکه همه را خودش تنظیم کند چون این کار هم فضا را یکنواخت می کند و هم خودش را به اشباع خواهد رساند!
علاقه ی محسن برای تنظیم روی ترانه های صفا چیزی نیست که بتواند کتمانش کند ! انگار روحیه اش این مدلی بیشتر می پسندد، اصلا خودش هم با ما غرق می شود!
و اما صفا هنوز هم رو به جلو حرکت می کند، او هیچ ردپای سیاهی از خود باقی نگذاشته و کمتر بهانه ای دست مخاطبان اغلب وسواسی چاوشی می دهد! "دنیا ولی می گن زندون مومنه" که از حدیث امام رضا (ع) نشات می گیرد از نکات جالب و البته فاخر این ترانه به شمار می رود.
شاید بهتر باشد متاسفم بعدی را هرکس با سلیقه ی خودش گرد هم آورد. آلبوم رویایی که فعلا چند قطعه اش تکمیل شده: پروانه ها، کافه های شلوغ، دلم تنهاس، نخلای بی سر، دیوار بی در ...
راستی! بنازم به سازش، که شدیدا تشنه ی ساختن است.
هو
تقدیم به حسین صفا
پروانه ها یکبار می سوزند
آن هم ندانسته
چگونه است که تو سال ها
- دانسته
طواف این شعله می کنی؟!
پرو بالت همه سوخته
ای مرد دیوانه!!
***
در عجبم از آن آتشی
که به سوختن این ققنوس تاب می آورد

هو
میلادت مبارک

چهار فصل من بهاره
شاید برای نوشتن زود باشه اما می نویسم تا دیر نشده. اول از همه یه خسته نباشید اساسی به محسن عزیز می گم که انقدر خوب رو صداش کار کرده. به نظر من صداش مثل یه عقاب اوج گرفته این روزا. وقتی با یه لحنی می گه: "رد چشمامو نگاه کن"، دل آدم همراه اون عقاب، پر می کشه. ادای بیشتر کلمات زیباست، مخصوصا تو دور دوم. انقدر دلبری کرده که لازم نباشه اسم ببرم.
نکته ی دوم اینکه ترانه ی صفا واقعا شگفت زدم کرد. بالاخره از اون کلمات کشنده! دست برداشت و حاصلش شد این شعر زیبا. البته همین موضوع مشکوکم می کنه که ترانه سفارشی باشه. تنظیم کوشان حداد هم خوبه. مخصوصا از دقیقه 2:00 تا 2:05 و همین طور قسمتایی که صدای محسن به صورت زیرصدا پخش می شه. پیشرفت هر سه هنرمند رو نسبت به حریص می شه حس کرد. به خصوص محسن عزیز که انگار این لحن و صدای قشنگ رو دودستی نگه داشته و حاضر نیست به این راحتیا از دستش بده. مطمئنم هیچ خواننده ای نمی تونه "سبزه ی عیدن" رو مثل چاوشی تلفظ کنه.
اما چیزی که منو نگران کرده اینه که محسن شمّ موسیقیاییش رو یه کم از دست داده. درسته که همه چیز خیلی خوبه اما انگار تنظیم و صدا خوب با هم اخت نشدن. در واقع این ترانه و لحنِ با احساس، فضاسازی خود محسن رو می طلبید. تا یه کم با صداش گرم می شیم، تنظیم پر سروصدای کوشان، آدمو پرت می کنه به یه سمت دیگه. در واقع مثل یه غذا می مونه که همه چیزش خیلی خوبه، اما دوتا ادویه ی متفاوت بهش زدن و هر چه قدر از این غذا می خوری، طعم واقعیش رو حس نمی کنی. شاید مثال خوبی نباشه اما احساس می کنم آهنگ مزه ی خاصی نداره و در واقع خنثی است.
شاید نظرتون این باشه که آهنگ بیشتر باید شنیده بشه، اما این طوری فقط گوشمون بیشتر عادت می کنه! بذارید یه مثال دیگه بزنم؛ به نظرم این ترَک مثل یه میدون جنگه که دو ابَر قدرت با هم مبارزه می کنن. (منظورم مبارزه برای خودنمایی نیست) تصور کنین توی یه فیلم سینمایی، هم بتمن باشه هم سوپرمن. این ابَرقدرت ها به تنهایی خیلی جذابن اما با هم دیگه اون زیبایی رو ندارن، حتی اگه یارِ هم باشن. من دوست دارم محسن مثل ارباب حلقه ها باشه و همه در خدمت این ارباب.
دلیل این ناموزونی رو نمی دونم. شاید تهیه کننده آلبوم از محسن خواسته که یه آهنگ بازاری بده بیرون. شاید هم خودش خواسته تو این جنگ ستارگان! از همه بیشتر بدرخشه. اما به نظر من این جور تنظیم ها توی آلبومی جواب میده که همه ی ترک ها مال یه خواننده است. تا این طوری بتونه تعادل به وجود بیاره، مثل آلبوم حریص. اما وقتی قراره خواننده تک آهنگ بده بیرون، شاید بهتره که احساسی ترش کنه. متاسفانه اشکال بزرگ محسن اینه که انقدر با یه نفر همکاری می کنه تا صدای همه در بیاد و کاملا اون شخص رو بذاره کنار. مثل آهاری!

بی تعارف باید بگم بهترین ترک این آلبوم، کار رضا یزدانیه. البته به نظر من. اگه خوب گوش کنید می بینید که عواملِ این آهنگ بدجوری با هم جورن. صدا در خدمت ترانه و تنظیم در خدمت صدا. هرچقدر از آهنگ می گذره، بیشتر جذبت می کنه. البته درسته که هیچ کس مثل چاوشی نمی تونه با کلمات بازی کنه و به ترانه حس بده، اما یه قطعه ی خوب فقط شامل صدای خوب نیست. مجموعه ی عوامل هستن که یه ترک رو قابل قبول می کنن.
امید زیادی به "دیوار بی در" دارم و مطمئنم شگفت زدمون می کنه.